کشیشی : اجرا در فستیوال‌ می تواند تخصصی تر باشد

کشیشی : اجرا در فستیوال‌ می تواند تخصصی تر باشد

کشیشی : اجرا در فستیوال‌ می تواند تخصصی تر باشد
گروه‌های موسیقی «کامنت» و «داماهی» که عمر به‌نسبت کوتاهی دارند، توانسته‌اند انواع جدیدی از موسیقی تلفیقی را در یکی، دو سال اخیر ارائه دهند. نکته جالب‌توجه درباره این دو گروه که باعث شد در ماه‌های گذشته، اجرای مشترکی در فستیوال «شب‌های موسیقی بارانا» را به روی صحنه ببرند، اشتراکاتی بود که تلفیق موسیقایی این دو گروه از آن بهره می‌برد؛ البته این دو، جوان‌ترین گروه‌های شرکت‌کننده در فستیوال هم به‌حساب می‌آمدند. با آرین کشیشی، درباره این موضوع، گفت‌وگو کرده‌ایم:

اجرای مشترک با گروه داماهی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من، اجرا در فستیوال‌ها می‌تواند تخصصی‌تر باشد. همان‌طور که می‌دانید ما چند نوع موسیقی تلفیقی داریم. به‌عنوان مثال، گروه موسیقی «پالت» و «دال» از یک جنس تلفیق هستند و از یک ووکال استفاده می‌کنند. از‌سوی‌دیگر، بخش خاصی از افراد هستند که به‌عنوان مخاطب، از این فرم موسیقی حمایت می‌کنند؛ یعنی کسی که پالت گوش می‌کند، دال را هم می‌شنود. کسی که کامنت را می‌شنود، داماهی را هم گوش می‌کند. فستیوال‌هایی از این دست وجود دارند که در وهله اول، روابط بین موزیسین‌ها را بهتر می‌کنند و از‌سوی‌دیگر، به بخشی از مخاطبانی که فقط طرفدار یک «بند» باشند، این فرصت را می‌دهند که موسیقی‌های دیگر را هم بشنوند. در مجموع، فستیوال‌های موسیقایی، اتفاق‌های خوبی هستند، به‌ویژه اینکه همه‌چیز در آنها سر جای خودش هم باشد. حالا فرقی نمی‌کند این فستیوال، درباره موسیقی جَز باشد یا راک یا حتی موسیقی مقامی. شما می‌توانید با یک بلیت، دو اجرای مختلف از موسیقی را که دوست دارید ببینید و این در نوع خودش، تجربه خوبی برای مخاطبان است.

یکی از اتفاق‌های جالبی که در دوره اول فستیوال موسیقی بارانا افتاد، این بود که همه کسانی که در این رویداد شرکت کرده بودند، حضور در کنار سبک‌های مختلف موسیقی را تجربه کردند. برای خود شما، قرارگرفتن در فستیوالی که دوره اولش، گستره سبک‌های مختلف موسیقایی را درنظر گرفته بود، چه تجربه‌ای را رقم زد؟

من احساس می‌کنم این طرز فکر که گروه‌هایی در سبک‌های مختلف موسیقایی در اولین دوره فستیوال شب‌های موسیقی بارانا شرکت کنند، هوشمندانه بود. می‌دانیم هر فستیوالی که می‌خواهد برای اولین‌بار کارش را آغاز کند، به حمایت نیازمند است. موسیقی آقای روحانی، گروه کامکارها، گروه شمس، گروه کامنت، گروه پالت و بقیه اجراهایی که در این فستیوال، شاهدش بودیم همگی با هم متفاوت هستند؛ البته این تفاوت در میان بعضی گروه‌ها بیشتر و در میان برخی دیگر، کمتر است اما حضور بزرگانی که در این فستیوال اجرا داشتند، به شب‌های موسیقی بارانا اعتبار داد؛ این اعتبار هم در رزومه کاری گروه‌های جوان‌تر تأثیرگذار بود و هم منجر به در میان‌گذاشتن تجربیات بزرگان با جوان‌ترها شد؛ البته به‌طور کلی، نظر من این است که فستیوال‌ها باید ژانر‌بندی داشته باشند و البته فستیوال‌های معتبر جهانی هم همین رویه را دنبال می‌کنند؛ به‌عنوان مثال در یک فستیوال جَز، هیچ‌وقت نخواهید دید که یک گروه موسیقی راک، کنسرت برگزار کند اما برای آغاز مسیر و برای اینکه فستیوالی با نام شب‌های موسیقی بارانا در میان مردم جا بیفتد، این آغاز هوشمندانه‌ای بود. از طرف دیگر، می‌شود یک حرف مشترک هم میان همه اجراها پیدا کرد. اینکه مهم نیست چه موسیقی‌ای اجرا کنیم و اثر متعلق به چه ژانری باشد، مهم این است که موسیقیِ خوب اجرا کنید.

یکی از وجوه بارز شب‌های موسیقی بارانا، همکاری بود که میان برگزارکنندگان این فستیوال با مؤسسه محک شکل گرفت؛ البته چندسالی است هنرمندان و به‌ویژه اهالی موسیقی به مسئولیت اجتماعی‌شان، پی برده‌اند و کارهای خیریه انجام می‌دهند. حتما مطلع هستید که در بسیاری از کشورهای دنیا، سلبریتی‌ها در حوزه‌های هنری مختلف، اقدامات خیرخواهانه قابل‌توجهی انجام می‌ دهند. شما از این منظر، شب‌های موسیقی بارانا را چطور ارزیابی می‌کنید؟

همان‌طور که شما هم اشاره کردید، حضور در کارهای خیریه از سوی سلبریتی‌ها در بسیاری از مناطق دنیا به امری بدیهی و البته مهم مبدل شده است. اتفاقاتی از این‌دست به ما یادآوری می‌کنند که چه مسئولیت‌هایی به‌عهده داریم. طبیعتا آدم‌هایی که مردم، شناخت بیشتری نسبت به آنها دارند، در‌این‌زمینه، نقش پررنگ‌تری ایفا می‌کنند.

به‌هرحال، آن تأثیرپذیری‌ای که مردم نسبت به هنرمندان مورد علاقه‌شان دارند، قابل چشم‌پوشی نیست. چه خوب است حالا که از الگوبرداری صحبت می‌کنیم، این اتفاق درباره کارهای خوب بیفتد.

هر کسی باید به اندازه‌ای که می‌تواند، در‌این‌زمینه حضور داشته باشد و کار کند. وظیفه هنرمندان با توجه به ابزاری که در اختیار دارند، (منظورم شناخته‌شده بودنشان است) سنگین‌تر می‌شود. همه هنرمندان این ادعا را دارند که به‌لحاظ فرهنگی، جزء افراد نخبه جامعه به‌حساب می‌آیند. این اتفاق‌ها می‌تواند به شکل عملی، به این حرف‌ها تحقق ببخشند تا در آینده، امیدوار باشیم با پشتیبانی‌های بیشتر، اتفاقات بزرگ‌تری بیفتد.

بگذارید به سراغ پیشنهادهای احتمالی شما برای بهبود وضعیت کیفی دوره‌های بعدِ فستیوال شب‌های موسیقی بارانا برویم

از نگاه من، نظم، اولین و مهم‌ترین عنصری است که اگر در هر فضایی وجود داشته باشد، بعد از طی‌کردن یک بازه زمانی مشخص، بسیاری از مشکلات را حل می‌کند و کارها روی روال درست خودش قرار می‌گیرد. نبود نظم، خیلی‌چیزها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. از کیفیت صدا گرفته تا صندلی‌ها و بلیت‌فروشی و بقیه ماجرا. اگر در یک ارگان خاص، نظم وجود داشته باشد، مطمئنا تأثیرگذاری اقداماتی که آن ارگان در پیِ انجام آنهاست، چندبرابر خواهد شد. مهم این است که همه‌چیز طبق برنامه پیش برود اما در ایران وقتی بناست کاری انجام دهیم، به این موضوع واقف هستیم که احتمالا خیلی از اتفاقات در دقیقه ۹۰ می‌افتند. مطمئن باشید اگر در کارمان، نظم وجود داشته باشد می‌توانیم با توجه به داشته‌هایمان، مشکلات را به حداقل برسانیم؛ البته فستیوال بارانا در فضای به‌نسبت بزرگی برگزار شد. با این توضیح، می‌توانیم محل برگزاری را کوچک‌تر کنیم و در عوض، تعداد دفعات اجرای کنسرت از سوی هر گروه، بیشتر شود.

نظرتان درباره برگزاری این فستیوال در مکان‌های تاریخی چیست؟

آن‌طور که شنیده بودم، بنا بود قبل از نیاوران، این اجرا‌ها در کاخ گلستان به‌روی صحنه بروند. به‌منظور رسیدن به بخش مهمی از اهداف فستیوال، کاخ گلستان محل مناسب‌تری بود چون از جمله مکان‌های تاریخی شهر تهران است که در یونسکو به‌ثبت رسیده و از منظر بین‌المللی، وجه مورد توجهی دارد. به‌طور کلی، برگزاری فستیوال در نیاوران و بعد از آن در بیستون، اتفاق خیلی خوبی بود اما وقتی می‌توان به‌طور کامل به بخشی از هدف برگزارکنندگان فستیوال رسید که اتفاقات روی‌داده در این جشنواره، محدود به ایران نشود؛ بالاخره بسیاری از ایرانی‌ها درباره کاخ نیاوران یا گلستان، اطلاعاتی دارند اما با دعوت از هنرمندان بین‌المللی، می‌شود توجه مردم در سایر کشورهای جهان را نیز به اماکن تاریخی‌ای که نشان‌دهنده تمدن ایران هستند، جلب کرد.
لینک کوتاه مطلب
25 دسامبر 2016 1,196 0
نظرات
دانلود آهنگ جدید | پرشین سانگ