دانلود آهنگ جدید علیرضا آذر به نام دایره

Download New Music By Alireza Azar Called Dayereh

+ قسمتی از ترانه آهنگ دایره

تمرکیده بودم به تنهایی خویش مرا تو به اغوای بی راهه بردی
به دریاچه‌ خمر خالص کشاندی و در مستی چشم من غوطه خوردی
بدون سلامی خزیدی کنارم ولم کن کجا من کجا عشق
سکوتم رضا نیست پس چشم بردار میان همه لاعلاجان چرا عشق

دانلود آهنگ دایره از علیرضا آذر

متن آهنگ دایره از علیرضا آذر


تمرکیده بودم به تنهایی خویش
مرا تو به اغوای بی راهه بُردی
به دریاچه‌ی خمر خالص کشاندی
و در مستی چشم من غوطه خوردی
بدون سلامی خزیدی کنارم
ولم کن کجا من کجا عشق
سکوتم رضا نیست پس چشم بردار
میان همه لاعلاجان چرا عشق
کنار تو و لحن بارانی تو اضافه م
دو خط چتر بی معنی ام من
تورا در بزنگاه دیدن ندیدم
همیشه گرفتار کم بینی ام من
حقیقی‌ترین حالت ذوق یک زن
عجیبی شبیه نفس های دریا
دروغی نشستم به کرسی کذبم
به خود بسته ام نام جعلی خود را
چرا روبرویم دو زانو نشستی
مرا محض چه پیش و پس میکنی عشق
به سنگ دلم میخ تو کارگر نیست
ولم کن تلاشی عبث میکنی عشق
نهالی کنار و لب جاده بودم
کسی آمد و ساقه ام را تکان داد
سرنگ هوا در رگ و ریشه ام کرد
و آینده ام را جلوتر نشان داد
شکست تکان داد و قلب از تنم کند
چقدر از سرم قُمری خسته بر زد
به هر کودک باغ دلبسته بودم
چقدر آمد و بچه ها را تشر زد
ببین بچه بودم به آنی شکستم
نفهمیدم اصلاً چه ها دیده بودم
دوتا قلب تیره کنار دو آوند
کجا ماشه‌ات را چکانیده بودم
کنار تو هیچم کنار تو صفرم
کنارت هویت ندارم هلاکم
دماوندی تو مرا خورد و قی کرد
کلوخی پُر از حفره در متن خاکم
در اوج شکوهت در انبوه لبخند
سپُردی مرا به زمستان و بوران
نشستی در آرامش کوچه باغت
رها کردی ام در سراشیب تهران
قفس حق من آب و نان هق هق من
از این پس به خوابم نیا هُرم جاری
که هرکس رسیده ست داغی زده ست
و حالا تو باید که آتش بگیری
اگر هی نشد حق خود را بگیرم
اگر دست هر حکمت خون اسیرم
اگر دست بُردم به تنهایی تو
اگر کُندم و تلخم و گوشه گیرم
اگر انزوایی تَرَک خورده پوشم
اگر بی نصیبم به کنجی کنارم
اگر باد وحشی موافق نبوده
اگر باید آخر به شعرم ببارم
اگر آن سلامم که پاسخ ندارد
اگر سوختم در خودم نخ به نخ ها
اگر سفره ام سهمی از نان نداره
و خوردند اگر حاصلم را ملخ ها
سر عهد دلواپسی مانده بودم
من آن عشق پا تا دهان بودم ای ماه
برای گلوبند روز تولد
به فکر شکار جهان بودم ای ماه
و دلخوش به اینکه میان جماعت
شکوه نگاه تو دلواپسم بود
بدون تو آدم حسابم نمیکرد
دو خط شعر تلخی که کار و کسم بود
در اعماق ویلی که بودم همیشه
نفس میکشیدم تورا با نگاهت
نجاتم شدی بعد عمری به زندان
و بلعیدی ام با نگاه سیاهت
خودت آمدی و خودت رفتی از کادر
در عکس دوتایی تورا مُرده دیدم
در آن عکس تاریخی و تار و تاریک
خودم را کنارت زمین خورده دیدم
غلط کرده ام اما رها کردی ام باز
میان چک و چانه و نیش و دندان
رها کردی ام در قدم های تکرار
زمستان زمستان زمستان زمستان
پس از مرگ تو نیمه‌ی قصه بد شد
تو دامن کشیدی که از من گریزی
نشستی بنوشی تمام تنم را
و خون مرا پای پایت بریزی
تو تاریخ در خود فرو رفتنی حیف
به تاریخ در خود شکسته اسیرم
و مغزی که دیگر تحمل ندارد
به بیراهه خورده شکنجه اسیرم
میان همه زندگان دو عالم
اگر نام کمرنگ من را زدودند
چه غم که رفیقان هم کاسه‌ی من
مرا پیش از این قصه ها کشته بودند
غروب چه روزی تورا منجمد شد
طلوع کدامین سفر از تو پُر شد
چقدر از مرا روی دفتر نوشتی
که شعر امتداد هزاران تومور شد
در این لابلای پُر از وهم و وحشت
به یاد جهان من و باورم باش
بیا بیتی از ماندنت باش و برگرد
به فکر خفه خانی دفترم باش
زنیَت کن و از سر نو بساز
هراس مرا در خودت جستجو کن
سه خط رو به من باش و یک خط عقب رو
مرا سرکشی کن مرا زیر و رو کن
آهای آخرین کولی عصر ییلاق
آهای عشق درهم شکسته مرا باش
آهای اسم پس کوچه های پس از من
آهای آخرین درب بسته مرا باش
از آن روز برفی کنار مزارش
تورا با تب مولوی میشناسند
کسانی که با زخم من آشنایند
مرا با همین مثنوی میشناسند
مرا با خودت آشنا کرده ای مرگ
نیوفتی زمین حضرت آخرین برگ
زمین و زمان را عقب برنگردان
تحمل ندارم دوباره به قرآن
نگاهم کن ای ساحر خان آخر
و از گور من جوجه‌ی تر درآور
به جادوی لحنت مرا زیر و بم کن
و شر مرا از سر مرگ کم کن
مرا پشت شعرم به پایان بچسبان
از آدم بگیرم به انسان بچسبان
دو خط شعر کولی برایت سرودم
دوباره همانم که در جاده بودم
دوباره همانم همان عشق عریان
همان فحش بد در شب راهبندان
دوباره همانم که درد تو بودم
که خیر سرم خُرده مرد تو بودم
همانم که در بُهت آن مسلخ زرد
تورا لو نداد آخرو کم نیاورد
نگفتم که سیب ازل را تو خوردی
که تو خانه را دست شیطان سپُردی
عروسک نباش از پس شیشه رد شو
بیا واقعی بودنت را بلد شو
فقط لحظه ای مثل زنها بفهمم
از این زنده بودن برای تو سهمم
بُتان جام من را پُر از زهر کردند
خدایان پس از رفتنت قهر کردند
و ابر سیاهی که قبر مرا دید
قرونی گذشت و قِرانی نبارید
پس از تو فقط نکبت از خانه ام ماند
دو پَر چوب خشکیده از نامه ام ماند
که کم بودی اما همان کم مرا بس
که من دل به هرآنچه کم بسته بودم
که بسیاری تو زیادی غم داشت
از انبوه اندوه خود خسته بودم
چگونه به اسمت صدایت کنم ها
بمان لیلی در زمستان نشانی
از این قصه رفتم که پایت وسط بود
نماندم که تو در لانه بمانی
وگرنه بدون تو معنا کجا بود
شفق بی تو یعنی شبم را ببارم
زمان بی تو یعنی فقط ساعت صفر
جهان و زمان را تمرکز ندارم
وگرنه بدون تو اصلاً ولش کن
به کمرنگی من کسی در جهان نیست
از آن لحظه که سمت رفتن دویدی
کسی بین ما جز غمی ناگهان نیست
به چشمان من خیره شو سر نگردان
من آیینه ام من توام حضرت درد
تو آمین من بودی ای عشق واحد
تو قلب منی قبله‌ تحت پیگرد
ببین لیلی رفته از فصل کهنه
تو اقلیم بارانی کودکانی
طلوع تمام زنان شگفتی
و شرقی‌ ترین مادر کهکشانی
مرا از تب شهر تلخت خبر کن
بگو لیلی از شهر باران فروشان
بگو با سپیدی باغت چه کردند
چه ها کردی با زمستان فروشان
مگر مَرد آن بچگی ها نبودم
بگو جای پاهایمان کو چه کردی
بگو این خیابان چه کردت که مُردی
مرا حیف و میل دو پس کوچه کردی
در آن گیر و دار شب و شوکران ها
چه کاری برایت نکردم که میشد
و یا در شب رفتن و مُردن تو
دو بیت مرا میشنیدی چه میشد
تَن جاده را خط کشیدم به دورت
نشستی و طیاره از من گرفتت
جهان از خیابان من چرب‌ تر بود
بزرگی سیاره از من گرفتت
بترس از شبی که مقابل نشینی
که دنیا رَه و رسم گِردش چنین است
زمینی که من میشناسم سر آخر
به هم میرساند شگردش چنین است
به فکر تو هم هستم ای حضرت دور
به فکر خودم که اگر دیدمت باز
اگر تاس نَردم به خوبی نشیند
اگر آخر قصه بلعیدمت باز
چگونه مرا روبرو میگذاری
بگو با چه سِحری مرا میکُشی باز
چطور آب از جوی رفته
دوباره به جو بازگردد بگو شعبده باز
ببخشم نبخشم مرا صرف کردی
چطور آن دل داده را پس بگیرم
تو هم بچه بودی عزیز دل من
چطور اشک از آن چشم نارَس بگیرم
فدایت شوم دختر عصر طوفان
تورا با خیالت به دنیا سپُردم
خودم را به دست خودم چال کردم
پس از تو نبودم اگرچه نمُردم
مرورم کن از خاطرت جا نمانم
زمین مثل من مَرد ماندن ندیده
به پای گناهی نکرده نشستم
کسی جز تو آن سیب من را نچیده
تمرکز ندارم چه باید بگویم
روایت از این مَرد راوی گرفتی
از آن بدتر اینکه مرا ساده دیدی
مرا با تمام علیها مساوی گرفتی
تورا در بزنگاه دیدن ندیدم
همیشه گرفتار کم بینی‌ام من
کنار تو و لحن بارانی تو
اضافه‌م دو خط چتر بی معنی‌ام من
سکوتم رضا نیست پس چشم بردار
میان همه لاعلاجان چرا عشق
بدون سلامتی خزیدی کنارم
ولم کن کجا من کجا عشق

پخش آنلاین آهنگ علیرضا آذر به نام دایره

0:00
0:00
کد پخش برای وبلاگ ها
لینک کوتاه مطلب
22 فوریه 2016 420 0
نظرات